|
آنچه در ذيل ميآيد متن منتشر نشدهاي است از ميچيوكاكو استاد فيزيك نظري در دانشگاه شهر نيويورك (و نويسنده كتاب مشهور " چشماندازها، انقلابهاي علم در قرن ۲۱" كه توسط انتشارات ققنوس در سال ۱۳۸۳ به چاپ رسيده است). اين سخن را به دوستداران آيندهپژوهي تقديم مينمايم.
از كتاب « ابر فضا » تأليف دكتر مي چي يو كاكو
استاد فيزيك نظري در دانشگاه شهر نيويورك
اقتباس و ترجمه : يوسف اردبيلي
بازنويسي: توكل محرمي --------------------------------------------------------
سرنوشت جهان
--------------------------------------------------------
در ازل پرتو حسنت زتجلي دم زد عشق پيدا شد و آتش به همه عالم زد
جلوه اي كرد رخت ديد ملك عشق نداشت عين آتش شد از اين غيرت و بر آدم زد
عقل مي خواست كز آن شعله چراغ افروزد برق غيرت بدرخشيد و جهان بر هم زد
حافظ
حافظ
برخي مي گويند جهان در آتش خواهد سوخت بعضي مي گويند در يخ فسرده خواهد شد
آن چه من از شور عشق خويش چشيده ام هم رأي با كسانيم كه طرفدار آتش اند
روبرت فراست
هر تمدني خواه در زمين و خواه در فضاي خارجي زماني قادر است در تكامل فن آوري خود به نقطه اي برسد به مهار كردن قدرت ابر فضا دست يابد كه در يك سري فاجعه ها نظير تمدن هاي نوع صفر گذر كرده باشد . دوره خطر و فاجعه چند صد سال نخستين پس از طليعه عصر هسته اي است يعني وقتي كه رشد فن آوري، به تمدني سريعتر از بلوغ سياسي و اجتماعي در حل تناقضات منطقه اي رسيده باشد.
در عبارات فوق به تمدن نوع صفر اشاره شده شايد بهتر باشد نخست توضيحي در باره تمدن هاي كيهاني ارائه شود :
دانشمندان و فيزيكدانان به طور نظري با كاربرد قوانين ترموديناميك و انرژي ، تمدنهاي كيهاني را بر حسب راههايي كه آنان انرژي را به كار مي برند طبقه بندي كرده اند. اختر شناس روسي نيكولاي كار داشف و فيزيكدان برجسته دانشگاه مشهور پرنيستون « فرمين دايسون » تمدن ها را با عناوين نوع 1، نوع2، نوع3 مشخص ساخته اند.
تمدن نوع 1- تمدني است كه بر همه اشكال انرژي سرزمين خود تسلط يافته است. اين تمدن مي تواند به تعديل و تلطيف آب و هوا اقدام كند، معادن و ذخاير انرژي اقيانوس ها را استخراج كند و يا انرژي مركز زمين يا سياره خود بهره گيرد.
تمدن نوع 2- اين تمدن بر انرژي خورشيدي تسلط دارد. نيازمندي به انرژي در آن تمدن چنان در سطح بالايي است كه انرژي هاي سياره خود را به اتمام رسانيده و حال ناگزير است كه از انرژي خورشيدي منظومه خود براي تحرك ماشينهاي خويش بهره مند شود و تمدن نوع 2، براي اكتشاف و امكان استقرار حيات هوشمند در منظومه هاي مجاور نيز گام برمي دارد.
تمدن نوع 3- اين تمدن استفاده از انرژي خورشيدي منظومه خود را به پايان رسانيده و ناگزير است به منظومه هاي ستاره اي همسايه و خوشه هاي ستاره اي دست يازي كند و سرانجام در تمدن كهكشاني درگير شود. تمدن نوع3 انرژي خود را از مهار كردن مجموعه اي از منظومه هاي ستاره اي موجود در كهكشان اخذ مي كند.
نظام طبقه بندي فوق، نظامي عقلاني است زيرا بر منابع انرژي قابل دسترسي اتكاء دارد. هر نوع تمدن پيشرقته در فضا، عاقبت سه منبع انرژي را پيدا خواهد كرد. اين سه عبارتند از: انرژي سياره خود، انرژي ستاره اي يا خورشيدي و انرژي كيهاني . از اين لحاظ انتخاب ديگري ميسورنيست .
اضافه مي نمايدكه با توجه به طبقه بندي بالا ، تمدن كنوني ساكنان كره زمين در نوع صفر قرار دارد زيرا ما هنوز از انژي فسيلي و انرژي هسته اي در سياره خود استفاده مي كنيم و از انرژي هاي ديگر سياره زمين نظير انرژي امواج اقيانوس ها ، بادها و منابع كف اقيانوس ها و انرژي مركز كره زمين و نظاير آن ها استفاده كامل ننموده ايم.
باري، در صدها ميليون سال آينده زمانيكه تمدني به آخرين نوع تمدن يعني تمدن نوع 3 مي رسد بايد به يك ساختار اجتماعي سياره اي به قدر كفايت پيشرفته تبديل شده باشد تا از فناي خويش اجتناب ورزد و نيز فن آوري پيشرفته كافي داشته باشد تا از فاجعه اي محيطي يا طبيعي نظير عصر يخبندان يا فروريختگي خورشيدي مصون ماند. اما حتي تمدني نظير تمدن نوع 3 در اجتناب از فاجعه نهايي يعني مرگ خود جهان با مشكل مواجه خواهد شد. حتي سقينه هاي ستاره اي عظيم و بسيار پيچيده تمدن نوع 3 نيز قادر نيستند تا از سرنوشت نهايي جهان بگريزند.
اين امر كه جهان خود روزي بايد به كام مرگ فرو رود ، در انديشه دانشمندان قرن نوزدهم نيز متجلي شده است. چارلز داروين در شرح حال خود به غم و اندوهي اشاره دارد كه پس از پي بردن به اين حقيقت ژرفناك و نوميد كننده ، سراسر وجودش را فرا گرفته است. وي مي نويسد : « من رجاء واثق دارم كه آدمي در آينده بسيار دوري كاملتر از آنچه امروز هست خواهد شد. اما انديشه اي غير قابل چشم پوشي نيز در ميان است كه انسان و همه موجودات مدرك پس از چنين پيشرفت بطئي درازمدتي محكوم به فناي كامل خواهد بود. »1
برتراند راسل ، رياضيدان و فيلسوف مشهور انگليسي نيز مي نويسد : خاموشي نهاني بشريت ناشي از« نا اميدي سركش »2 است. وي در يكي از نوشته هاي بسيار نوميد كننده خود كه تاكنون از سوي دانشمندي نگاشته شده اعلام مي دارد :
« انسان محصول عللي است كه هيچ تداركي براي عنايتي كه بدان رسيده ندارند. اصل و ريشه آدمي رشد او ، اميدها و بيم هايش ، عشق ها و باورهايش همگي ماحصل مجموعه هاي تصادفي اتم هاست. هيچ آتشي ، هيچ غيرت و شهامتي ، هيچ وسعت فكر و ادراكي نمي تواند حياتي وراي اين گورستان تدارك نمايد. همه كارگزاران اعصار ، همه فداكاري ها و دلبستگي ها ، همه آرزوها، همه درخشندگي نيمروزي نبوغ آدمي سرانجام محكوم به خاموشي در مرگ گسترده منظومه خورشيدي اند، تمامي معابد و معبودهاي پيشرفت هاي آدمي به طور گريزناپذيري در خاكستر ويراني هاي جهان مدفون خواهد شد. همه اين امور ، اگر نخواهيم كاملاً در وراي مجادله و نزاع فكري باشند بايد بدانيم قريب به يقين در اين سرنوشت محتوم جاي دارند. هيچ فلسفه اي كه با اين تقدير مخالفت ورزد اميدي به بقاي خود نخواهد داشت . تنها در چارچوب اين حقايق و در بنيان استوار « نااميدي سركش » است كه خوپذيري روان آدمي مي تواند با ايمني و اطمينان ساختار يابد . »3
راسل اين مطالب را در 1923 نگاشته است يعني چند دهه پيش از مسافرت هاي فضايي انسان، مرگ منظومه خورشيدي در ذهن او نمود گسترده اي داشت يعني پيامد سخت و استواري از قوانين فيزيكي در تركيب فن آوري محدود زمان او اين نتيجه گيري نوميد كننده گريز ناپذير مي نمود. از آن زمان تاكنون ما مطالب كافي درباره تطور خورشيدي فرا گرفته ايم كه بدانيم خورشيد ما سرانجام به غولي سرخ فام بدل خواهد شد كه زمين ما را در آتش هسته اي خود نيز تباه خواهد ساخت و ما اينك اساس و بنياد مسافرت هاي فضايي را نيز شناخته ايم.
در زمان راسل ، انديشه سفينه هاي عظيمي كه قادر باشند آدميان را در كره ماه يا سيارات ديگر سير كنند به طور كلي افكار انسان هاي ماليخوليايي به شمار مي رفتند. اما با رشد بالفعل فن آوري، پيامد مرگ منظومه شمسي حادثه اي دهشتناك براي بشريت نخواهد بود. هنگامي كه خورشيد ما به غول سرخ فامي بدل مي شود ما يا در گرد و غبار هسته اي نابود خواهيم شد و يا جايگاهي مناسب ميان ستارگان خواهيم يافت.
اينك موضوع ساده اي است كه « نا اميدي سركش » راسل را از مرگ منظومه شمسي خود به مرگ تمامي جهان هستي تعميم دهيم. در اين رخداد ظاهراً هيچ سفينه اي نمي تواند بشريت را از راه پرمخاطره خود به خارج از آن هدايت كند. اين پيامد برگشت ناپذير است . فيزيكدانان پيش بيني مي كنند كه تمامي اشكال هوشمند ، هر قدر هم پيشرفته باشند، وقتي جهان خود به كام مرگ فرو مي رود، نيز نابود خواهند شد.
بر حسب تئوري عام نسبيت انيشتين جهان يا در گسترش ابدي «ناله كيهاني »4 ادامه وجود خواهد يافت كه در آن صورت به« صفر مطلق »5 نزديك خواهد شد يا تصادمي آتشين يعني« بيگ كرنچ »6 فرو خواهد رفت. پس جهان يا در كيهاني باز در« يخ » فسرده خواهد شد يا در كيهاني بسته در« آتش » خواهد سوخت. به هر صورت، تمدني حتي از نوع 3 محكوم به فنا است زيرا حرارت يا به صفر مطلق مي گرايد يا به حرارتي بي نهايت صعود مي يابد.
در بيان اين مطلب كه كدام سرنوشت در انتظار ما است ، كيهان شناسان معادلات انيشتين را به كار مي برند تا به محاسبه تمامي مقدار ماده ـ انرژي جهان هستي بپر دازند. چون ماده در معادله انيشتين تعيين كننده مقدار انحناء فضا ـ زمان است لذا ما بايد حد متوسط چگالي ماده موجود در جهان را بدانيم تا تعيين كنيم آيا به قدر كفايت ماده و انرژي براي گرانش وجود دارد تا گسترش كيهاني ناشي از انفجار عظيم «بيگ بنگ» را وارونه سازد.
پاورقي ها
1. اقتباس از كتاب « صد آنتروپي كيهاني» انتشارات دانشگاه اكسفورد 1986 صفحه 167
2. UNYILDING DESPAIR
3. اقتباس از كتاب « تحقيق براي آغاز زمان »، نيويورك، ؟؟؟؟؟1985 صفحه 382
4. COSMIC WHIMPER
5. صفر مطلق يا ABSOLLITE ZERO حرارتي قراردادي است كه از فقدان مطلق حرارت حكايت دارد و مساوي است با 15/273- سانتيگراد يا 67/459 - فارنهايت
6. BIG CRUNCH |